على محمدى خراسانى

48

شرح رسائل (فارسى)

و علّت حكم عبارتست از حموضت و ترشى يعنى رمّان خصوصيتى ندارد بلكه تمام مناط براى حكم به حرمت اكل ترشى بما هو هو است پس هركجا ترشى باشد اكل حرام است چه در رمّان و چه غير آن و هركجا ترشى نباشد اكل حرام نيست چه رمّان و يا غير آن بنابراين العلّة تعمّم يعنى حكم به حرمت اكل را تعميم مىدهد نسبت به غير رمّان از هر چيز حامض و از جهتى مخصّص هم هست يعنى حكم لا تاكل از آن انارى است كه ترش باشد پس اگر انارى شيرين بود اين مناط و علت در او نيست و وقتى علت نبود معلول او هم كه حكم شرعى باشد نيست سؤال : پس چرا گوينده بقول مطلق گفته : لا تأكل الرمان بلكه از اوّل مقيد مىكرد كه لا تأكل الرمان الحامض ؟ جواب : بخاطر نكتهء غلبه يعنى چون غالبا انارها ترش هستند و انار شيرين بسيار نادر است لذا نادر را در حكم معدوم فرض كرده و به صورت كلّى گفته : لا تأكل الرمان و الّا در رمّان خصوصيتى نيست . 2 - گوينده‌اى به صورت جمله شرطيه مىگويد : اگر زنى داروئى را برايت توصيف نمود نبايد آن را بخورى و يا به صورت وصف مىگويد : داروهائى را كه زنها تجويز مىكنند ننوش زيرا كه ايمن از ضرر نيستى حال علت تامه اين لا تشرب همان عدم ايمنى از ضرر است و اين علّت از جهتى معمّم است يعنى حكم لا تشرب را تعميم مىدهد به هركسى كه بدون اطلاع و تخصص داروئى را تجويز مىكند چه زن و چه مرد و از جهتى مخصّص است يعنى زن بودن توصيف‌كننده خصوصيتى ندارد بلكه مناط ايمن نبودن از ضرر است پس اگر زنهائى باشند كه با اطلاع طبى داروئى را تجويز كنند و شما ايمن از ضرر باشيد مصرف آن بلامانع است . سؤال : اگر مناط حرمت : عدم ايمنى از ضرر است و زن خصوصيتى ندارد چرا متكلم خصوص آن را در موضوع اخذ كرده ؟ جواب : يا به لحاظ وجود